بخشی از این دعا:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
«۱»
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِی
أَکْمَلَ الْإِیمَانِ ، وَ اجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ ،
وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ ، وَ بِعَمَلِی إِلَى أَحْسَنِ الْاَعْمَالِ .
«۱»
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و ایمانم ( اعتقاد به دل و اقرار
به زبان و عمل به اندام که کاشف از آنهاست ) را با به کاملترین ایمان برسان
، و باورم را ( به آنچه پیغمبر - صلی الله علیه و آله - آورده ) بهترین
یقین قرار ده ( یقین " چنان که خواجه نصیرالدین طوسی - رحمه الله - فرموده "
مرکب از دو علم است : علم به معلوم و علم به این که خلاف آن محال است ، و
آن را سه مرتبه است : علم الیقین مانند شناختن آتش به دود ، و این علمی است
که برای اهل نظر و استدلال از روی براهین قاطعه به دست می آید ، و عین
الیقین مانند دیدن جسم آتش ، و آن علمی است که برای برگزیدگان از مؤمنین از
روی کشف به دست می آید ، و حق الیقین مانند افتادن در آتش و سوختن به آن ،
و آن علمی است که برای اهل شهود و فنا در خدا از روی اتصال معنوی بدست می
آید ، و این مرتبه از یقین کاملترین آن است که امام - علیه السلام - آن را
درخواست نموده و نیت من را به نیکوترین نیتها ( قصد قرب به حق ) و کردارم
را به بهترین کردارها ( عمل خالص از خودنمایی ) برسان ( نیت " چنان که در
مجلد پانزدهم بحار الانوار محقق طوسی - علیه الرحمه - نقل نموده " قصد و
آهنگ عمل و انجام کار است ، و آن واسطه است میان علم و عمل ، زیرا تا چیزی
دانسته نشود قصد آن ممکن نیست و تا قصد نشود واقع نگردد )
«۲» اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِی ، وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِی ، وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِکَ مَا فَسَدَ مِنِّی
«۲»
بار خدایا نیت من را به لطف ( توفیق ) خود کامل گردان ( بس برای تو بوده
به غرض دیگری آلوده نباشد ) و باورم را به رحمت خویش پا بر جا نما ( به
طوری که شک در آن راه نیابد ) و به قدرت و تواناییت آنچه از من از دست رفته
اصلاح فرما ( از کیفر آن بگذر )
«۳»
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اکْفِنِی مَا یَشْغَلُنِی
الاِهْتَِمامُ بِهِ ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی
غَداً
عَنْهُ ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیَّامِی فِیما خَلَقْتَنِی لَهُ ، وَ أَغْنِنِی
وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ ، وَ لَا تَفْتِنِّی
بِالنَّظَرِ ،وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ ، وَ عَبِّدْنِی لَکَ وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ ،
وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ ، وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ ، وَ اعْصِمْنِی
مِنَ الْفَخْرِ .
«۳»
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و بی نیازم کن از کاری که کوشیدن
به آن من را ( از عبادت و بندگیت ) باز می دارد ( تا توجه من به جز تو
نباشد ) و وادار من را به آنچه ( انجام اوامر و ترک نواهی ) که فردا ( روز
رستاخیز ) از آن سؤال و بازپرسی مینمایی ( در قرآن کریم " سوره ۱۶ ، آیه ۹۳
" فرماید : ولتسئلن عما کنتم تعلمون یعنی البته از آنچه " نیک و بد " به
جا می آورید سؤال خواهد شد ) و روزهای من را در آنچه ( عبادت و پرستش ) که
برای آنم آفریده ای صرف نما ( در قرآن کریم " سوره ۵۱ ، آیه ۵۶ " فرماید : و
ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون یعنی جن و انس را نیافریدم جز برای آن که
" من را به یکتایی " پرستش نمایند ) و من را ( از دیگران ) بی نیاز فرما و
روزیت را بر من گشایش ده ، و به نگاه کردن ( چشم به راه بودن برای رسیدن
روزی ، یا به نگاه کردن کالای دنیا که در دست مردم است ) گرفتارم مفرما ، و
عزیز و گرامی ام و به کبر و سربلندی ( افراط در عزت ) دچارم مکن ( در مجلد
پانزدهم بحار الانوار است حضرت امیر المؤمنین - علیه السلام - فرمود : عجب
دارم از فرزند آدم که اولش نطفه " منی " و آخرش جیفه " مردار بو گرفته "
است و او میان این دو ظرف است برای غائط و پلیدی ، با این حال کبر و
سربلندی می نماید ! ! ) و من را برای ( بندگی ) خود رام ساز و عبادتم را به
عجب و خودپسندی ( از درجه قبول ) تباه مگردان ( حضرت صادق - علیه السلام -
فرموده : خدای تعالی می دانست که گناه برای مؤمن از عجب بهتر است ، و اگر
چنین نبود ، هرگز مؤمن را به گناه آزمایش نمی نمود . مرحوم مجلسی پس از نقل
این حدیث در مجلد پانزدهم بحار الأنوار می فرماید : عجب بزرگ دانستن عمل
نیکو و شاد شدن و نازیدن به آن است ، و این که شخص خود را تقصیر کار نبیند ،
ولی شاد شدن به آن با تواضع و فروتنی برای خدای تعالی و سپاسگزاری از بر
توفیق عمل نیکو و ستوده است ) و خیر و نیکی برای مردم را به دست من روان
ساز ( توانگرم گردان تا به ایشان احسان نمایم ) و آن را به منت نهادن باطل
مفرما ( از شر شیطان و نفس حفظ کن که با احسان خود بر دیگری منت نگذارم که
پاداش احسان را از بین ببرد ) و خوهای پسندیده را به من ببخش ( استعداد
قبول آن را به من عطا فرما ) و چنان که آنها را دارا شدم ) من را از به خود
نازیدن نگاه دار ( مشهور است پیغمبر - صلی الله علیه و آله - فرمود : انا
سید ولد ادم ولا فخر" من مهتر فرزندان آدم هستم و به خود نازیدنی نیست "
یعنی بزرگی خود را از روی فخر نمی گویم ، بلکه از جهت بیان نعمت خدای تعالی
و سپاسگزاری از او و تبلیغ به امت چیزی را که معرفت و ایمان به آن واجب
است می باشد ، حضرت امیرالمؤمنین - علیه السلام - فرمود : هر که کاری برای
مفاخرت بجا آورد خدا او را روز قیامت سیاه محشور می نماید )